< السورة السابقة | فهرس السور | السورة التالية >



حدد حجم خط الآيات
()


بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ وَٱلنَّٰزِعَٰتِ غَرْقًۭا ۝١

سوگند به آن كشندگان- يا بركنندگان- به نيرو و به سختى- فرشتگانى كه جانهاى كافران را به قوت و شدت گيرند-

وَٱلنَّٰشِطَٰتِ نَشْطًۭا ۝٢

و سوگند به آن بازگيرندگان بازگرفتنى به نرمى و آسانى- فرشتگانى كه جانهاى مؤمنان و نيكان را به نرمى از تن بازگيرند و بيرون برند-

وَٱلسَّٰبِحَٰتِ سَبْحًۭا ۝۳

و سوگند به آن شناكنندگان شناكردنى- فرشتگانى كه آمد و شد مى‌كنند، يا شناوران آسمانى مانند ستارگان و ماه و خورشيد-

فَٱلسَّٰبِقَٰتِ سَبْقًۭا ۝٤

پس به آن پيشى‌گيرندگان پيشى‌گرفتنى- در فرمانبردارى-

فَٱلْمُدَبِّرَٰتِ أَمْرًۭا ۝٥

پس به آن تدبيركنندگان كارها- فرشتگانى كه تدبير امور خلق مى‌كنند- [كه هر آينه برانگيخته مى‌شويد]،

يَوْمَ تَرْجُفُ ٱلرَّاجِفَةُ ۝٦

در روزى كه آن لرزاننده- دميدن نخست- همه آفريدگان را بلرزاند،

تَتْبَعُهَا ٱلرَّادِفَةُ ۝۷

در حالى كه لرزاننده ديگرى در پى آن در آيد- دميدن دوم كه برانگيختن با آن است-.

قُلُوبٌۭ يَوْمَئِذٍۢ وَاجِفَةٌ ۝۸

دلهايى در آن روز تپنده و لرزان است.

أَبْصَٰرُهَا خَٰشِعَةٌۭ ۝۹

ديدگانشان فروخفته است- از ترس-.

يَقُولُونَ أَءِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِى ٱلْحَافِرَةِ ۝١۰

[منكران بعث‌] گويند: آيا ما [پس از مرگ‌] به حال نخست بازگردانيده مى‌شويم؟!

أَءِذَا كُنَّا عِظَٰمًۭا نَّخِرَةًۭ ۝١١

آيا آنگاه كه استخوانهايى پوسيده گشتيم؟!

قَالُوا۟ تِلْكَ إِذًۭا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌۭ ۝١٢

گفتند: آنگاه آن بازگشتى زيانبار است- از روى استهزا مى‌گفتند كه اگر ما را بازگشتى باشد زيانكار باشيم زيرا آن را دروغ مى‌انگاشتيم-.

فَإِنَّمَا هِىَ زَجْرَةٌۭ وَٰحِدَةٌۭ ۝١۳

پس همانا آن بازگشت يك بانگ انگيزنده است و بس- كه اسرافيل دردمد-

فَإِذَا هُم بِٱلسَّاهِرَةِ ۝١٤

كه ناگاه بر روى زمين فراآيند.

هَلْ أَتَىٰكَ حَدِيثُ مُوسَىٰٓ ۝١٥

آيا داستان موسى به تو رسيده است- تا تو را دلدارى باشد بر تكذيب قوم-؟

إِذْ نَادَىٰهُ رَبُّهُۥ بِٱلْوَادِ ٱلْمُقَدَّسِ طُوًى ۝١٦

آنگاه كه پروردگارش او را در وادى مقدس طوى بخواند

ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ ۝١۷

كه به سوى فرعون برو كه او سركشى كرده است.

فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ ۝١۸

پس بگو: آيا تو را هيچ ميل و رغبتى هست كه به پاكى گرايى؟

وَأَهْدِيَكَ إِلَىٰ رَبِّكَ فَتَخْشَىٰ ۝١۹

و تو را به سوى پروردگارت راه نمايم تا بترسى- و سركشى نكنى-؟

فَأَرَىٰهُ ٱلْءَايَةَ ٱلْكُبْرَىٰ ۝٢۰

پس آن نشانه بزرگتر- عصا و يد بيضا- را به او بنمود.

فَكَذَّبَ وَعَصَىٰ ۝٢١

پس تكذيب كرد و نافرمانى نمود.

ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَىٰ ۝٢٢

سپس پشت كرده مى‌كوشيد- در هلاكت موسى-.

فَحَشَرَ فَنَادَىٰ ۝٢۳

پس [همه را] گرد آورد آنگاه آواز داد

فَقَالَ أَنَا۠ رَبُّكُمُ ٱلْأَعْلَىٰ ۝٢٤

گفت: منم خداى برتر شما.

فَأَخَذَهُ ٱللَّهُ نَكَالَ ٱلْءَاخِرَةِ وَٱلْأُولَىٰٓ ۝٢٥

پس خداوند او را به كيفر آن جهان- دوزخ- و اين جهان- غرق‌شدن- بگرفت.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَعِبْرَةًۭ لِّمَن يَخْشَىٰٓ ۝٢٦

هر آينه در اين عبرتى است براى هر كه بترسد- از خدا يا از عذاب-.

ءَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ ٱلسَّمَآءُ ۚ بَنَىٰهَا ۝٢۷

آيا شما به آفرينش سخت‌تريد يا آسمان كه آن را برافراشت

رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّىٰهَا ۝٢۸

سقفش را فراداشت و آن را راست و بسامان كرد.

وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَىٰهَا ۝٢۹

و شبش را تاريك ساخت و روزش را بيرون آورد.

وَٱلْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَىٰهَآ ۝۳۰

و زمين را پس از آن بگسترانيد.

أَخْرَجَ مِنْهَا مَآءَهَا وَمَرْعَىٰهَا ۝۳١

[و] از آن آبش و گياهانش- يا چراگاهش- را بيرون آورد.

وَٱلْجِبَالَ أَرْسَىٰهَا ۝۳٢

و كوه‌ها را [بر آن‌] استوار و پابرجا گردانيد.

مَتَٰعًۭا لَّكُمْ وَلِأَنْعَٰمِكُمْ ۝۳۳

تا شما و چارپايانتان را بهره‌مندى و كالايى باشد.

فَإِذَا جَآءَتِ ٱلطَّآمَّةُ ٱلْكُبْرَىٰ ۝۳٤

پس چون آن بلاى سخت بزرگ- روز رستاخيز- بيايد،

يَوْمَ يَتَذَكَّرُ ٱلْإِنسَٰنُ مَا سَعَىٰ ۝۳٥

روزى كه آدمى آنچه كوشيده است به ياد آرد

وَبُرِّزَتِ ٱلْجَحِيمُ لِمَن يَرَىٰ ۝۳٦

و دوزخ براى هر كه ببيند- او را بينايى باشد- آشكار شود [و مردم در آن روز دو گروه شوند]

فَأَمَّا مَن طَغَىٰ ۝۳۷

و اما هر كه سركشى كرده از حد درگذشت،

وَءَاثَرَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا ۝۳۸

و زندگى اين جهان را برگزيد،

فَإِنَّ ٱلْجَحِيمَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰ ۝۳۹

پس همانا دوزخ جايگاه اوست.

وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ وَنَهَى ٱلنَّفْسَ عَنِ ٱلْهَوَىٰ ۝٤۰

و اما هر كس كه از مقام پروردگار خود- يا از ايستادن در پيشگاه پروردگارش- ترسيد و خويشتن را از آرزو و كام دل بازداشت،

فَإِنَّ ٱلْجَنَّةَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰ ۝٤١

پس همانا بهشت جايگاه اوست.

يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَىٰهَا ۝٤٢

تو را از روز رستاخيز مى‌پرسند كه هنگام آمدن آن كى خواهد بود؟

فِيمَ أَنتَ مِن ذِكْرَىٰهَآ ۝٤۳

تو از ياد آن در چه چيزى؟- از هنگام آمدن آن چه خبر دارى-؟

إِلَىٰ رَبِّكَ مُنتَهَىٰهَآ ۝٤٤

[دانش‌] پايانه و سرانجام آن با پروردگار توست.

إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخْشَىٰهَا ۝٤٥

تو تنها هر كس را كه از آن مى‌ترسد بيم‌دهنده‌اى و بس- آنچه به تو مربوط است همين است-.

كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَهَا لَمْ يَلْبَثُوٓا۟ إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحَىٰهَا ۝٤٦

گويى كه آنان روزى كه آن را ببينند درنگ نكرده‌اند- در دنيا يا در گور- مگر شامگاهى يا چاشتگاهى.