< السورة السابقة | فهرس السور | السورة التالية >



حدد حجم خط الآيات
()


بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ٱقْتَرَبَتِ ٱلسَّاعَةُ وَٱنشَقَّ ٱلْقَمَرُ ۝١

رستاخيز نزديك شد و ماه بشكافت.

وَإِن يَرَوْا۟ ءَايَةًۭ يُعْرِضُوا۟ وَيَقُولُوا۟ سِحْرٌۭ مُّسْتَمِرٌّۭ ۝٢

و اگر نشانه‌اى- معجزه‌اى- ببينند روى بگردانند و گويند: اين جادويى است نيرومند.

وَكَذَّبُوا۟ وَٱتَّبَعُوٓا۟ أَهْوَآءَهُمْ ۚ وَكُلُّ أَمْرٍۢ مُّسْتَقِرٌّۭ ۝۳

و دروغ انگاشتند و پيرو خواهشهاى [دل‌] خويش شدند و هر كارى [به جاى خود] قرار مى‌گيرد- نيكى به نيكان و بدى به بدان-.

وَلَقَدْ جَآءَهُم مِّنَ ٱلْأَنۢبَآءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ ۝٤

و هر آينه از خبرها آنچه در آن، مايه [پندگرفتن و] بازايستادن است بديشان آمده است.

حِكْمَةٌۢ بَٰلِغَةٌۭ ۖ فَمَا تُغْنِ ٱلنُّذُرُ ۝٥

[آن پندها] حكمتى است رسا، ولى بيم‌كنندگان [چون امتهاشان نشنوند و كار نبندند] چه سودى توانند رسانيد؟

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ ۘ يَوْمَ يَدْعُ ٱلدَّاعِ إِلَىٰ شَىْءٍۢ نُّكُرٍ ۝٦

پس، از آنان روى بگردان [و چشم مى‌دار] روزى را كه آن خواننده [آنان را] به چيزى سخت ناخوش- دوزخ- فرامى‌خواند،

خُشَّعًا أَبْصَٰرُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ ٱلْأَجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌۭ مُّنتَشِرٌۭ ۝۷

چشمهاشان [از هول‌] فرو شده، از گورها بيرون آيند گويى ملخهايى پراكنده‌اند

مُّهْطِعِينَ إِلَى ٱلدَّاعِ ۖ يَقُولُ ٱلْكَٰفِرُونَ هَٰذَا يَوْمٌ عَسِرٌۭ ۝۸

به سوى آن خواننده شتابانند. كافران گويند: اين روزى است دشوار.

۞ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍۢ فَكَذَّبُوا۟ عَبْدَنَا وَقَالُوا۟ مَجْنُونٌۭ وَٱزْدُجِرَ ۝۹

پيش از اينان قوم نوح تكذيب كردند بنده ما را دروغگو شمردند و گفتند: ديوانه است. و [او از دعوت به حق‌] باز داشته شد- به سبب آزار و سنگ‌زدن و تهديد-.

فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنِّى مَغْلُوبٌۭ فَٱنتَصِرْ ۝١۰

پس پروردگار خويش را بخواند كه من شكست يافته‌ام، پس انتقام گير.

فَفَتَحْنَآ أَبْوَٰبَ ٱلسَّمَآءِ بِمَآءٍۢ مُّنْهَمِرٍۢ ۝١١

پس درهاى آسمان را به آبى ريزان بگشاديم.

وَفَجَّرْنَا ٱلْأَرْضَ عُيُونًۭا فَٱلْتَقَى ٱلْمَآءُ عَلَىٰٓ أَمْرٍۢ قَدْ قُدِرَ ۝١٢

و زمين را به چشمه‌هاى روان بشكافتيم پس آب [آسمان و زمين‌] بر كارى مقدر فراهم آمد.

وَحَمَلْنَٰهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلْوَٰحٍۢ وَدُسُرٍۢ ۝١۳

و او را بر [كشتى‌] داراى تخته‌ها و ميخها سوار كرديم

تَجْرِى بِأَعْيُنِنَا جَزَآءًۭ لِّمَن كَانَ كُفِرَ ۝١٤

كه به ديدار ما- زير نظر ما- مى‌رفت، تا پاداش كسى باشد كه به او كافر شدند- يعنى نوح

وَلَقَد تَّرَكْنَٰهَآ ءَايَةًۭ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ ۝١٥

و هر آينه آن

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ ۝١٦

پس [بنگر كه‌] عذاب و بيم‌دادن من چگونه بود؟

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ ۝١۷

و هر آينه قرآن را براى يادآورى و پندگرفتن آسان ساختيم، پس آيا يادآرنده و پندگيرنده‌اى هست؟

كَذَّبَتْ عَادٌۭ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ ۝١۸

قوم عاد [هود را] دروغگو انگاشتند پس [بنگر كه‌] عذاب و بيم‌دادن من چگونه بود؟

إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًۭا صَرْصَرًۭا فِى يَوْمِ نَحْسٍۢ مُّسْتَمِرٍّۢ ۝١۹

ما بر آنها باد سرد و سخت را در روزى پيوسته شوم فرستاديم.

تَنزِعُ ٱلنَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍۢ مُّنقَعِرٍۢ ۝٢۰

مردمان را برمى‌كند، گويى كه آنها خرمابنهايى بودند از بيخ بركنده شده.

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ ۝٢١

پس [بنگر كه‌] عذاب و بيم‌دادن من چگونه بود؟

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ ۝٢٢

و هر آينه قرآن را براى يادآورى و پندگرفتن آسان ساختيم، پس آيا يادآرنده و پندگيرنده‌اى هست؟

كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِٱلنُّذُرِ ۝٢۳

قوم ثمود نيز بيم‌كنندگان را دروغگو انگاشتند.

فَقَالُوٓا۟ أَبَشَرًۭا مِّنَّا وَٰحِدًۭا نَّتَّبِعُهُۥٓ إِنَّآ إِذًۭا لَّفِى ضَلَٰلٍۢ وَسُعُرٍ ۝٢٤

و گفتند: آيا يك نفر آدمى از ميان خود- صالح- را پيروى كنيم؟! ما آنگاه در گمراهى و ديوانگى باشيم.

أَءُلْقِىَ ٱلذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنۢ بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌۭ ۝٢٥

آيا از ميان همه ما ياد و پند- سخن و وحى خدا- بر او افكنده شده؟! بلكه او دروغ پردازى خودپسند و برترى‌جوست.

سَيَعْلَمُونَ غَدًۭا مَّنِ ٱلْكَذَّابُ ٱلْأَشِرُ ۝٢٦

فردا خواهند دانست كه دروغ‌پرداز خودپسند كيست.

إِنَّا مُرْسِلُوا۟ ٱلنَّاقَةِ فِتْنَةًۭ لَّهُمْ فَٱرْتَقِبْهُمْ وَٱصْطَبِرْ ۝٢۷

ما ماده‌شترى براى آزمون آنان مى‌فرستيم پس [سرانجام‌] آنها را چشم مى‌دار و شكيبا باش.

وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ ٱلْمَآءَ قِسْمَةٌۢ بَيْنَهُمْ ۖ كُلُّ شِرْبٍۢ مُّحْتَضَرٌۭ ۝٢۸

و آنان را آگاه كن كه آب ميانشان [و ميان ماده‌شتر] بخش‌بندى شده، هر نوبت آبشخور [صاحبش‌] حاضر آيد- يك روز براى آنها و يك روز براى شتر-.

فَنَادَوْا۟ صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ ۝٢۹

پس يار خود را آواز دادند تا [سلاح‌] برگرفت و [ماده‌شتر را] پى كرد- كشت-.

فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِى وَنُذُرِ ۝۳۰

پس [بنگر كه‌] عذاب و بيم‌دادن من چگونه بود؟

إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَكَانُوا۟ كَهَشِيمِ ٱلْمُحْتَظِرِ ۝۳١

بر آنها تنها يك بانگ سخت فرستاديم، پس همچون كاهى كه صاحب آغل براى گوسفندان آماده مى‌كند- خرد و در هم شكسته- شدند.

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ ۝۳٢

و هر آينه قرآن را براى يادآورى و پندگرفتن آسان ساختيم، پس آيا يادآرنده و پندگيرنده‌اى هست؟

كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍۭ بِٱلنُّذُرِ ۝۳۳

قوم لوط بيم‌كنندگان را دروغگو شمردند.

إِنَّآ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّآ ءَالَ لُوطٍۢ ۖ نَّجَّيْنَٰهُم بِسَحَرٍۢ ۝۳٤

ما بر آنها بادى سنگبار فرستاديم مگر خاندان لوط را كه ايشان را سحرگاهان رهانيديم

نِّعْمَةًۭ مِّنْ عِندِنَا ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِى مَن شَكَرَ ۝۳٥

تا نعمتى باشد از نزد ما اينگونه هر كه را سپاسدار است پاداش مى‌دهيم.

وَلَقَدْ أَنذَرَهُم بَطْشَتَنَا فَتَمَارَوْا۟ بِٱلنُّذُرِ ۝۳٦

و همانا [لوط] آنها را از عذاب سخت ما بيم داد، ولى با آن هشدارها- يا با بيم‌دهندگان- به ستيزه برخاستند.

وَلَقَدْ رَٰوَدُوهُ عَن ضَيْفِهِۦ فَطَمَسْنَآ أَعْيُنَهُمْ فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ ۝۳۷

و مهمانانش را از او خواستند- تا به آنان دست‌درازى كنند-، پس چشمانشان را كور كرديم، [و گفتيم:] اينك بچشيد عذاب و هشدارهاى مرا.

وَلَقَدْ صَبَّحَهُم بُكْرَةً عَذَابٌۭ مُّسْتَقِرٌّۭ ۝۳۸

و همانا بامداد عذابى پايدار بديشان رسيد.

فَذُوقُوا۟ عَذَابِى وَنُذُرِ ۝۳۹

پس بچشيد عذاب و هشدارهاى مرا.

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا ٱلْقُرْءَانَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ ۝٤۰

و همانا قرآن را براى يادآورى و پندگرفتن آسان ساختيم، پس آيا يادآرنده و پندگيرنده‌اى هست؟

وَلَقَدْ جَآءَ ءَالَ فِرْعَوْنَ ٱلنُّذُرُ ۝٤١

و هر آينه فرعونيان را هشدارهاى من رسيد.

كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَٰهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍۢ مُّقْتَدِرٍ ۝٤٢

[ولى‌] همه نشانه‌هاى- سخنان و معجزه‌هاى- ما را دروغ انگاشتند، پس بگرفتيمشان گرفتن بى‌همتا تواناى نيرومند.

أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌۭ مِّنْ أُو۟لَٰٓئِكُمْ أَمْ لَكُم بَرَآءَةٌۭ فِى ٱلزُّبُرِ ۝٤۳

آيا كافران شما- اهل مكه- از آنان بهترند يا براى شما در نبشته‌هاى آسمانى امان‌نامه‌اى [از عذاب‌] هست؟!

أَمْ يَقُولُونَ نَحْنُ جَمِيعٌۭ مُّنتَصِرٌۭ ۝٤٤

بلكه مى‌گويند: ما گروهى هستيم هميار- يا انتقام گيرنده-.

سَيُهْزَمُ ٱلْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ ٱلدُّبُرَ ۝٤٥

بزودى آن جمع شكست مى‌خورند و پشت‌كرده مى‌گريزند.

بَلِ ٱلسَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَٱلسَّاعَةُ أَدْهَىٰ وَأَمَرُّ ۝٤٦

بلكه وعدگاهشان رستاخيز است و رستاخيز سخت‌تر و تلختر است.

إِنَّ ٱلْمُجْرِمِينَ فِى ضَلَٰلٍۢ وَسُعُرٍۢ ۝٤۷

بزهكاران در گمراهى و آتش سوزانند.

يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِى ٱلنَّارِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا۟ مَسَّ سَقَرَ ۝٤۸

روزى كه آنان را بر رويهاشان در آتش مى‌كشند، [و گويندشان:] بچشيد عذاب سودن دوزخ را

إِنَّا كُلَّ شَىْءٍ خَلَقْنَٰهُ بِقَدَرٍۢ ۝٤۹

همانا ما هر چيزى را به اندازه آفريديم.

وَمَآ أَمْرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٌۭ كَلَمْحٍۭ بِٱلْبَصَرِ ۝٥۰

و فرمان ما نيست جز يكى- يك سخن-، همچون يك چشم بر هم‌زدن.

وَلَقَدْ أَهْلَكْنَآ أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍۢ ۝٥١

و هر آينه همانندان شما را- كه گمراه بودند- هلاك ساختيم، پس آيا يادآرنده و پندگيرنده‌اى هست؟

وَكُلُّ شَىْءٍۢ فَعَلُوهُ فِى ٱلزُّبُرِ ۝٥٢

و هر كارى كه كرده‌اند در نبشته‌ها- نامه‌هاى اعمال- هست.

وَكُلُّ صَغِيرٍۢ وَكَبِيرٍۢ مُّسْتَطَرٌ ۝٥۳

و هر [كار] خرد و كلانى نوشته شده است.

إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍۢ وَنَهَرٍۢ ۝٥٤

همانا پرهيزگاران در بوستانها و [كنار] جويها باشند.

فِى مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍۢ مُّقْتَدِرٍۭ ۝٥٥

در نشستگاهى راستين- بهشت جاودان- نزد پادشاهى توانا- خداى متعال-.