< السورة السابقة | فهرس السور | السورة التالية >



حدد حجم خط الآيات
()


بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ الٓر ۚ تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ وَقُرْءَانٍۢ مُّبِينٍۢ ۝١

الف، لام، را. اين است آيه‌هاى كتاب و قرآن روشن و روشن‌كننده.

رُّبَمَا يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَوْ كَانُوا۟ مُسْلِمِينَ ۝٢

چه بسا كسانى كه كافر شدند آرزو كنند كه كاش مسلمان بودند.

ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا۟ وَيَتَمَتَّعُوا۟ وَيُلْهِهِمُ ٱلْأَمَلُ ۖ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ۝۳

واگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو سرگرمشان كند، زودا كه بدانند.

وَمَآ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا وَلَهَا كِتَابٌۭ مَّعْلُومٌۭ ۝٤

و [مردم‌] هيچ شهرى را هلاك نكرديم مگر آنكه آن را نوشته‌اى- حكمى و سرنوشتى و زمانى- معلوم بود.

مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَـْٔخِرُونَ ۝٥

هيچ امتى از سرآمد خود نه پيشى گيرد و نه واپس افتد.

وَقَالُوا۟ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِى نُزِّلَ عَلَيْهِ ٱلذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌۭ ۝٦

و گفتند: اى آن كسى كه قرآن بر او فرو آمده، همانا تو ديوانه‌اى

لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِٱلْمَلَٰٓئِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ۝۷

اگر راست مى‌گويى، چرا فرشتگان را نزد ما نمى‌آرى؟

مَا نُنَزِّلُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ إِلَّا بِٱلْحَقِّ وَمَا كَانُوٓا۟ إِذًۭا مُّنظَرِينَ ۝۸

ما فرشتگان را جز بحق فرو نفرستيم، و آنگاه ديگر [اين كافران‌] مهلت نيابند.

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا ٱلذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ ۝۹

همانا ما اين ذكر- ياد و پند قرآن- را فرو فرستاديم، و هر آينه ما نگاهدار آنيم.

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِى شِيَعِ ٱلْأَوَّلِينَ ۝١۰

و هر آينه پيش از تو [فرستادگان خود را] در ميان گروه‌هاى پيشين فرستاديم.

وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ ۝١١

و هيچ فرستاده‌اى نمى‌آمدشان مگر آنكه او را استهزاء مى‌كردند.

كَذَٰلِكَ نَسْلُكُهُۥ فِى قُلُوبِ ٱلْمُجْرِمِينَ ۝١٢

اينچنين آن

لَا يُؤْمِنُونَ بِهِۦ ۖ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ ٱلْأَوَّلِينَ ۝١۳

[و حال آنكه‌] به آن ايمان نمى‌آورند، و آيين و روش پيشينيان [بر اين‌] رفته است [كه پيامبران را تكذيب و نعمت خداوند را ناسپاسى كنند].

وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَظَلُّوا۟ فِيهِ يَعْرُجُونَ ۝١٤

و اگر درى از آسمان بر آنان بگشاييم تا پيوسته در آن بالا روند [و قدرت و معجزات ما را بنگرند]،

لَقَالُوٓا۟ إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَٰرُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌۭ مَّسْحُورُونَ ۝١٥

هر آينه گويند: چشمان ما را پوششى بر نهاده‌اند- ما را چشم‌بندى كرده‌اند-، بلكه ما گروهى جادوزده‌ايم.

وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِى ٱلسَّمَآءِ بُرُوجًۭا وَزَيَّنَّٰهَا لِلنَّٰظِرِينَ ۝١٦

و هر آينه در آسمان برجهايى پديد كرديم و آن را از بهر بينندگان بياراستيم

وَحَفِظْنَٰهَا مِن كُلِّ شَيْطَٰنٍۢ رَّجِيمٍ ۝١۷

و آن را از [ورود] هر شيطان رانده‌شده‌اى نگاه داشتيم

إِلَّا مَنِ ٱسْتَرَقَ ٱلسَّمْعَ فَأَتْبَعَهُۥ شِهَابٌۭ مُّبِينٌۭ ۝١۸

مگر آن كه دزدانه سخنى بشنود، كه شهابى روشن و آشكار دنبالش كند.

وَٱلْأَرْضَ مَدَدْنَٰهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَىْءٍۢ مَّوْزُونٍۢ ۝١۹

و زمين را گسترديم و در آن كوه‌هاى استوار افكنديم و در آن از هر چيز سنجيده و به اندازه رويانيديم.

وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَٰيِشَ وَمَن لَّسْتُمْ لَهُۥ بِرَٰزِقِينَ ۝٢۰

و در آن براى شما و آنها كه شما روزى‌دهنده آنها نيستيد- پرندگان و حيوانات وحشى- اسباب زندگى و روزى قرار داديم.

وَإِن مِّن شَىْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَآئِنُهُۥ وَمَا نُنَزِّلُهُۥٓ إِلَّا بِقَدَرٍۢ مَّعْلُومٍۢ ۝٢١

و هيچ چيزى نيست مگر آنكه گنجينه‌هاى آن نزد ماست، و آن را جز به اندازه معلوم فرو نمى‌فرستيم.

وَأَرْسَلْنَا ٱلرِّيَٰحَ لَوَٰقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَسْقَيْنَٰكُمُوهُ وَمَآ أَنتُمْ لَهُۥ بِخَٰزِنِينَ ۝٢٢

و ما بادها را بارداركننده [درختان‌] فرستاديم، و از آسمان آبى فروفرستاده شما را از آن سيراب ساختيم و شما ذخيره‌كننده و نگاهدار آن نيستيد.

وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْىِۦ وَنُمِيتُ وَنَحْنُ ٱلْوَٰرِثُونَ ۝٢۳

و هر آينه ما زنده مى‌كنيم و مى‌ميرانيم و ما ميراث برانيم- پس از شما همه چيز در اختيار ماست-.

وَلَقَدْ عَلِمْنَا ٱلْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا ٱلْمُسْتَـْٔخِرِينَ ۝٢٤

و هر آينه ما پيشينيان شما را مى‌دانيم و پسينيان را هم مى‌دانيم.

وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ ۚ إِنَّهُۥ حَكِيمٌ عَلِيمٌۭ ۝٢٥

و همانا پروردگار تو [هنگام رستاخيز] آنان را برانگيزد و فراهم آرد، كه او استواركار و داناست.

وَلَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنسَٰنَ مِن صَلْصَٰلٍۢ مِّنْ حَمَإٍۢ مَّسْنُونٍۢ ۝٢٦

و هر آينه آدمى را از گلى خشك برآمده از لجنى بويناك آفريديم.

وَٱلْجَآنَّ خَلَقْنَٰهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ ٱلسَّمُومِ ۝٢۷

و پريان را پيش از آن از آتش سوزان بى‌دود و نفوذكننده آفريديم.

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّى خَٰلِقٌۢ بَشَرًۭا مِّن صَلْصَٰلٍۢ مِّنْ حَمَإٍۢ مَّسْنُونٍۢ ۝٢۸

و [ياد كن‌] آنگاه كه پروردگار تو فرشتگان را گفت كه همانا من آفريننده‌ام آدميى را از گلى خشك برآمده از لجنى بويناك

فَإِذَا سَوَّيْتُهُۥ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُوا۟ لَهُۥ سَٰجِدِينَ ۝٢۹

پس چون اندام او را درست و آراسته كردم و از روح خويش در او دميدم او را سجده‌كنان درافتيد.

فَسَجَدَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ۝۳۰

پس فرشتگان همگى سجده كردند،

إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰٓ أَن يَكُونَ مَعَ ٱلسَّٰجِدِينَ ۝۳١

مگر ابليس كه سر باز زد از اينكه با سجده‌كنان باشد.

قَالَ يَٰٓإِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ ٱلسَّٰجِدِينَ ۝۳٢

[خداى‌] گفت: اى ابليس، تو را چيست كه با سجده‌كنان نباشى؟

قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُۥ مِن صَلْصَٰلٍۢ مِّنْ حَمَإٍۢ مَّسْنُونٍۢ ۝۳۳

گفت: من نه آنم كه براى بشرى كه او را از گِلى خشك برآمده از لجنى بويناك آفريده‌اى سجده كنم.

قَالَ فَٱخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌۭ ۝۳٤

گفت: پس از آنجا بيرون رو كه تو رانده‌اى

وَإِنَّ عَلَيْكَ ٱللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلدِّينِ ۝۳٥

و همانا تا روز پاداش و كيفر بر تو لعنت است.

قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ۝۳٦

گفت: خداوندا، پس مرا تا روزى كه برانگيخته مى‌شوند مهلت ده.

قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلْمُنظَرِينَ ۝۳۷

گفت: تو از مهلت‌يافتگانى

إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْوَقْتِ ٱلْمَعْلُومِ ۝۳۸

تا روز آن هنگام دانسته.

قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِى لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ۝۳۹

گفت: خداوندا، به سبب آنكه مرا به راه هلاكت افكندى هر آينه در زمين [باطل را] در نظرشان مى‌آرايم- آنان را خواهم فريفت- و همگيشان را به راه هلاكت مى‌برم،

إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَ ۝٤۰

مگر آن بندگانت، از ميان آنان، كه پاك و ويژه و برگزيده تو باشند.

قَالَ هَٰذَا صِرَٰطٌ عَلَىَّ مُسْتَقِيمٌ ۝٤١

[خداى‌] گفت: اين راهى است راست كه [نگاهداشت آن‌] بر من است.

إِنَّ عِبَادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَٰنٌ إِلَّا مَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْغَاوِينَ ۝٤٢

همانا تو را بر بندگان [ويژه‌] من دستيابى و چيرگى نيست، مگر روندگان راه هلاكت كه تو را پيروى كنند.

وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ۝٤۳

و همانا دوزخ وعده‌گاه همه آنهاست

لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَٰبٍۢ لِّكُلِّ بَابٍۢ مِّنْهُمْ جُزْءٌۭ مَّقْسُومٌ ۝٤٤

آن را هفت در است كه هر درى را بخشى جداگانه از آنان

إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍ ۝٤٥

همانا پرهيزگاران در بوستانها و چشمه‌سارهايند.

ٱدْخُلُوهَا بِسَلَٰمٍ ءَامِنِينَ ۝٤٦

[گويندشان:] به سلامت و ايمنى در آنها در آييد.

وَنَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَٰنًا عَلَىٰ سُرُرٍۢ مُّتَقَٰبِلِينَ ۝٤۷

و هر بدخواهى و كينه‌اى كه در سينه‌هاشان بود بركنديم برادرانى بر تخت هايى روياروى هم‌اند.

لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌۭ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِينَ ۝٤۸

در آنجا رنجى بديشان نرسد و از آنجا بيرونشان نكنند.

۞ نَبِّئْ عِبَادِىٓ أَنِّىٓ أَنَا ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ ۝٤۹

بندگانم را خبر ده كه من آمرزگار و مهربانم

وَأَنَّ عَذَابِى هُوَ ٱلْعَذَابُ ٱلْأَلِيمُ ۝٥۰

و اينكه عذاب من عذاب دردناك است.

وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِبْرَٰهِيمَ ۝٥١

و آنان را از مهمانان ابراهيم خبر ده.

إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَيْهِ فَقَالُوا۟ سَلَٰمًۭا قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُونَ ۝٥٢

آنگاه كه بر او در آمدند و سلام گفتند. [ابراهيم‌] گفت: ما از شما هراسانيم.

قَالُوا۟ لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٍۢ ۝٥۳

گفتند: مترس، ما تو را به پسرى دانا مژده مى‌دهيم.

قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِى عَلَىٰٓ أَن مَّسَّنِىَ ٱلْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ ۝٥٤

گفت: آيا مرا با آنكه پيرى به من رسيده مژده مى‌دهيد؟ به چه چيز مژده مى‌دهيد؟

قَالُوا۟ بَشَّرْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلْقَٰنِطِينَ ۝٥٥

گفتند: تو را درست مژده داديم، پس از نوميدان مباش.

قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِۦٓ إِلَّا ٱلضَّآلُّونَ ۝٥٦

گفت: جز گمراهان چه كسى از رحمت پروردگار خويش نوميد مى‌شود؟

قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا ٱلْمُرْسَلُونَ ۝٥۷

گفت: اى فرستادگان، كار شما چيست؟

قَالُوٓا۟ إِنَّآ أُرْسِلْنَآ إِلَىٰ قَوْمٍۢ مُّجْرِمِينَ ۝٥۸

گفتند: ما به سوى گروهى بزهكار فرستاده شده‌ايم.

إِلَّآ ءَالَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ ۝٥۹

مگر خاندان لوط، كه همگيشان را رهاننده‌ايم،

إِلَّا ٱمْرَأَتَهُۥ قَدَّرْنَآ ۙ إِنَّهَا لَمِنَ ٱلْغَٰبِرِينَ ۝٦۰

جز زن او، كه مقدّر كرده‌ايم كه از ماندگان باشد [و هلاك شود].

فَلَمَّا جَآءَ ءَالَ لُوطٍ ٱلْمُرْسَلُونَ ۝٦١

پس چون فرستادگان به نزد خاندان لوط آمدند،

قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌۭ مُّنكَرُونَ ۝٦٢

[لوط] گفت: شما گروهى ناشناخته و بيگانه‌ايد.

قَالُوا۟ بَلْ جِئْنَٰكَ بِمَا كَانُوا۟ فِيهِ يَمْتَرُونَ ۝٦۳

گفتند: بلكه تو را چيزى آورده‌ايم كه در باره آن شك مى‌كردند- يعنى عذاب-.

وَأَتَيْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ ۝٦٤

و تو را [خبر] راست و درست آورده‌ايم و ما راستگويانيم.

فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍۢ مِّنَ ٱلَّيْلِ وَٱتَّبِعْ أَدْبَٰرَهُمْ وَلَا يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌۭ وَٱمْضُوا۟ حَيْثُ تُؤْمَرُونَ ۝٦٥

پس به پاسى از شب خاندان خويش را بيرون بر و خود از پى آنها روانه شو، و هيچ يك از شما به واپس ننگرد، و به آنجا كه فرمانتان دهند برويد.

وَقَضَيْنَآ إِلَيْهِ ذَٰلِكَ ٱلْأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَٰٓؤُلَآءِ مَقْطُوعٌۭ مُّصْبِحِينَ ۝٦٦

و آن كار را به او وحى كرديم- يا خبر داديم- كه بيخ و بنياد آنان هنگامى كه بامداد كنند بريده و بركنده خواهد شد.

وَجَآءَ أَهْلُ ٱلْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ ۝٦۷

و اهل آن شهر شادى‌كنان بيامدند.

قَالَ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ ضَيْفِى فَلَا تَفْضَحُونِ ۝٦۸

گفت: اينها مهمانان من‌اند، مرا رسوا مكنيد

وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ ۝٦۹

و از خدا بترسيد و مرا شرمنده مسازيد.

قَالُوٓا۟ أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ ٱلْعَٰلَمِينَ ۝۷۰

گفتند: مگر ما تو را از [ميزبانى و حمايت‌] مردمان باز نداشته بوديم؟

قَالَ هَٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِىٓ إِن كُنتُمْ فَٰعِلِينَ ۝۷١

گفت: اينان دختران من‌اند- مى‌توانيد با آنان ازدواج كنيد- اگر مى‌خواهيد كارى بكنيد- يعنى اگر قصد زناشويى داريد-.

لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِى سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ ۝۷٢

به جان تو سوگند كه آنها در مستى و گمراهى خويش سرگشته و كوردل مى‌شدند.

فَأَخَذَتْهُمُ ٱلصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ ۝۷۳

پس هنگام برآمدن آفتاب بانگ هولناك كشنده بگرفتشان

فَجَعَلْنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةًۭ مِّن سِجِّيلٍ ۝۷٤

آنگاه آن شهر را زير و رو كرديم و بر آنها سنگهايى از سجيل- سنگ گِل، كلوخى از سنگ و گِل- باريديم

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ ۝۷٥

هر آينه در اين [داستان‌] هوشمندان را نشانه‌ها و عبرتهاست.

وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍۢ مُّقِيمٍ ۝۷٦

و آن شهر- سدوم- هنوز بر سر راهى است كه بر جاى مانده است- كاروانيان در آن رفت‌وآمد دارند-.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لِّلْمُؤْمِنِينَ ۝۷۷

و هر آينه مؤمنان را در آن نشانه‌اى و عبرتى است.

وَإِن كَانَ أَصْحَٰبُ ٱلْأَيْكَةِ لَظَٰلِمِينَ ۝۷۸

و همانا مردم ايكه- قوم شُعيب- ستمكار بودند.

فَٱنتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍۢ مُّبِينٍۢ ۝۷۹

پس، از آنان كين ستانديم و هر آينه آن دو شهر- شهر لوط و شهر شعيب- بر رهگذرى آشكار و هويداست.

وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَٰبُ ٱلْحِجْرِ ٱلْمُرْسَلِينَ ۝۸۰

و هر آينه مردم حِجر- ثمود، قوم صالح- فرستادگان را دروغگو شمردند.

وَءَاتَيْنَٰهُمْ ءَايَٰتِنَا فَكَانُوا۟ عَنْهَا مُعْرِضِينَ ۝۸١

و نشانه‌هاى خود را به آنان داديم پس، از آنها رو گردانيدند.

وَكَانُوا۟ يَنْحِتُونَ مِنَ ٱلْجِبَالِ بُيُوتًا ءَامِنِينَ ۝۸٢

و از كوه‌ها خانه‌ها مى‌تراشيدند در حالى كه ايمن و آسوده بودند.

فَأَخَذَتْهُمُ ٱلصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ ۝۸۳

پس بانگ عذاب هنگامى كه به بامداد در آمدند بگرفتشان.

فَمَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ ۝۸٤

و آنچه مى‌كردند هيچ سودشان نداشت- عذاب را از آنان باز نداشت-.

وَمَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَآ إِلَّا بِٱلْحَقِّ ۗ وَإِنَّ ٱلسَّاعَةَ لَءَاتِيَةٌۭ ۖ فَٱصْفَحِ ٱلصَّفْحَ ٱلْجَمِيلَ ۝۸٥

و ما آسمان و زمين و آنچه را كه ميان آنهاست جز براستى و درستى نيافريديم، و قيامت هر آينه آينده است، پس درگذر، درگذشتن نيكو.

إِنَّ رَبَّكَ هُوَ ٱلْخَلَّٰقُ ٱلْعَلِيمُ ۝۸٦

همانا پروردگار تو هموست آفريدگار دانا.

وَلَقَدْ ءَاتَيْنَٰكَ سَبْعًۭا مِّنَ ٱلْمَثَانِى وَٱلْقُرْءَانَ ٱلْعَظِيمَ ۝۸۷

و هر آينه تو را «سبع المثانى» و قرآن بزرگ [قدر] داديم.

لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِۦٓ أَزْوَٰجًۭا مِّنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَٱخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ ۝۸۸

چشمان خويش را به آنچه گروه‌هايى از آنان- كافران- را بدان برخوردارى داديم مگشاى- به دنيا داران منگر-، و بر آنان اندوه مخور [كه چرا ايمان نمى آورند] و بال خويش براى مؤمنان فرودآر- مؤمنان را فروتن باش، يا با ايشان به نرمى و مدارا زندگانى كن-.

وَقُلْ إِنِّىٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلْمُبِينُ ۝۸۹

و بگو: همانا من بيم‌دهنده آشكارم [به عذابى كه بر شما فرود آيد]،

كَمَآ أَنزَلْنَا عَلَى ٱلْمُقْتَسِمِينَ ۝۹۰

آن سان كه [عذابى‌] بر بخش‌كنندگان فروفرستاديم

ٱلَّذِينَ جَعَلُوا۟ ٱلْقُرْءَانَ عِضِينَ ۝۹١

آنها كه قرآن را پاره‌ها كردند- به سحر و شعر و كهانت و افسانه‌هاى پيشينيان نسبت دادند-

فَوَرَبِّكَ لَنَسْـَٔلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ۝۹٢

به پروردگارت سوگند كه همگيشان را بازخواست مى‌كنيم،

عَمَّا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ۝۹۳

از آنچه مى‌كردند.

فَٱصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ ٱلْمُشْرِكِينَ ۝۹٤

پس آنچه را بدان فرمان يافتى آشكار كن و از مشركان روى بگردان.

إِنَّا كَفَيْنَٰكَ ٱلْمُسْتَهْزِءِينَ ۝۹٥

هر آينه ما تو را از استهزا كنندگان كفايت كرديم

ٱلَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ ۚ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ۝۹٦

آنان كه با خداى يكتا خدايى ديگر گيرند، پس زودا كه [سرانجام گمراهى و كيفر خويش‌] بدانند.

وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ ۝۹۷

و هر آينه ما مى‌دانيم كه سينه‌ات بدانچه مى‌گويند تنگ مى‌گردد.

فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ ۝۹۸

پس پروردگارت را با سپاس و ستايش به پاكى ياد كن و از سجده آرندگان باش.

وَٱعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ ٱلْيَقِينُ ۝۹۹

و پروردگارت را پرستش كن تا آنگاه كه تو را يقين- مرگ- فرا رسد.