< السورة السابقة | فهرس السور | السورة التالية >



حدد حجم خط الآيات
()


بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ نٓ ۚ وَٱلْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ۝١

ن [نون‌]، سوگند به قلم و آنچه نويسند

مَآ أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍۢ ۝٢

تو -به لطف پروردگارتديوانه نيستى‌

وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍۢ ۝۳

و تو را پاداشى ناكاسته [/بى‌منت‌] است‌

وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍۢ ۝٤

و تو داراى اخلاق بسيار بزرگوارانه‌اى هستى‌

فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ ۝٥

زودا كه بنگرى و بنگرند

بِأَييِّكُمُ ٱلْمَفْتُونُ ۝٦

كه كداميك از شما ديوانه‌ايد

إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِۦ وَهُوَ أَعْلَمُ بِٱلْمُهْتَدِينَ ۝۷

بى‌گمان پروردگارت به كسى كه از راه او گم گشته و به رهيافتگان آگاه‌تر است‌

فَلَا تُطِعِ ٱلْمُكَذِّبِينَ ۝۸

پس از منكران اطاعت مكن‌

وَدُّوا۟ لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ ۝۹

خوش دارند كه با آنان سازگارى كنى تا با تو سازگارى كنند

وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍۢ مَّهِينٍ ۝١۰

و از هيچ بيهوده سوگند خوار پستى اطاعت مكن‌

هَمَّازٍۢ مَّشَّآءٍۭ بِنَمِيمٍۢ ۝١١

عيبجوى روانه در پى سخن‌چينى‌

مَّنَّاعٍۢ لِّلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ۝١٢

باز دارنده، از نيكى، تجاوزگر گناهكار

عُتُلٍّۭ بَعْدَ ذَٰلِكَ زَنِيمٍ ۝١۳

درشت‌خوى، و بعد از اين همه، ناپاكزاد

أَن كَانَ ذَا مَالٍۢ وَبَنِينَ ۝١٤

به خاطر آنكه مالدار است و صاحب پسران‌

إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِ ءَايَٰتُنَا قَالَ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ ۝١٥

چون آيات ما بر او خوانده شود، گويد افسانه‌هاى پيشينيان است‌

سَنَسِمُهُۥ عَلَى ٱلْخُرْطُومِ ۝١٦

زودا كه بر بينى او نشانه‌اى بگذاريم‌

إِنَّا بَلَوْنَٰهُمْ كَمَا بَلَوْنَآ أَصْحَٰبَ ٱلْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا۟ لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ۝١۷

ما آنان را آزموده‌ايم، همچنانكه باغداران را هم آزموده‌ايم، آنگاه كه سوگند خوردند كه صبحگاهان ميوه‌هاى آن را بازچينند

وَلَا يَسْتَثْنُونَ ۝١۸

و ان شاء الله نگفتند

فَطَافَ عَلَيْهَا طَآئِفٌۭ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَآئِمُونَ ۝١۹

سپس بلايى شبانه از جانب پروردگارت، در حالى كه ايشان خفته بودند، بر آن زد

فَأَصْبَحَتْ كَٱلصَّرِيمِ ۝٢۰

و مانند خاكستر سياه شد

فَتَنَادَوْا۟ مُصْبِحِينَ ۝٢١

[آنان بى‌خبر] صبحگاهان همديگر را فراخواندند

أَنِ ٱغْدُوا۟ عَلَىٰ حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَٰرِمِينَ ۝٢٢

كه اگر ميوه‌چين هستيد، پگاه به سراغ كشتزارتان برويد

فَٱنطَلَقُوا۟ وَهُمْ يَتَخَٰفَتُونَ ۝٢۳

سپس رهسپار شدند، در حالى كه آهسته با همديگر سخن مى‌گفتند

أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا ٱلْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌۭ ۝٢٤

كه مبادا بى‌نوايى به آنجا بر شما وارد شود

وَغَدَوْا۟ عَلَىٰ حَرْدٍۢ قَٰدِرِينَ ۝٢٥

و بر منع و مضايقه توانا شدند

فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوٓا۟ إِنَّا لَضَآلُّونَ ۝٢٦

و چون آن [باغ سياه‌سوخته‌] را ديدند [جا خوردند و] گفتند ما گم گشته‌ايم‌

بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ۝٢۷

نه، مثل اينكه، بى‌بهره‌ايم‌

قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ ۝٢۸

بهترينشان گفت مگر به شما نگفته بودم كه چرا تسبيح [و ان شاء الله‌] نمى‌گوييد؟

قَالُوا۟ سُبْحَٰنَ رَبِّنَآ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ ۝٢۹

گفتند پاك است پروردگارمان، ما خود ستمكار بوديم‌

فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ يَتَلَٰوَمُونَ ۝۳۰

سپس به سرزنش به همديگر روى آوردند

قَالُوا۟ يَٰوَيْلَنَآ إِنَّا كُنَّا طَٰغِينَ ۝۳١

گفتند واى بر ما، ما سركش بوده‌ايم‌

عَسَىٰ رَبُّنَآ أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًۭا مِّنْهَآ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا رَٰغِبُونَ ۝۳٢

چه بسا پروردگارمان بهتر از آن را برايمان جانشين گرداند، ما به سوى پروردگارمان مى‌گراييم‌

كَذَٰلِكَ ٱلْعَذَابُ ۖ وَلَعَذَابُ ٱلْءَاخِرَةِ أَكْبَرُ ۚ لَوْ كَانُوا۟ يَعْلَمُونَ ۝۳۳

اين چنين است عذاب، و اگر مى‌دانستند عذاب اخروى سهمگين‌تر است‌

إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ ۝۳٤

براى پرهيزگاران در نزد پروردگارشان بهشتهاى پرناز و نعمت است‌

أَفَنَجْعَلُ ٱلْمُسْلِمِينَ كَٱلْمُجْرِمِينَ ۝۳٥

آيا مسلمانان را همانند گناهكاران مى‌شماريم؟

مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ۝۳٦

شما را چه مى‌شود چگونه داورى مى‌كنيد؟

أَمْ لَكُمْ كِتَٰبٌۭ فِيهِ تَدْرُسُونَ ۝۳۷

يا مگر كتابى داريد كه در آنها مطالعه مى‌كنيد

إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَمَا تَخَيَّرُونَ ۝۳۸

كه در آن براى شما هرچه آرزو كنيد هست؟

أَمْ لَكُمْ أَيْمَٰنٌ عَلَيْنَا بَٰلِغَةٌ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ ۙ إِنَّ لَكُمْ لَمَا تَحْكُمُونَ ۝۳۹

يا شما را پيمانهايى است با ما كه حكم آن تا قيامت باقى باشد كه هر چه حكم كنيد براى شما باشد؟

سَلْهُمْ أَيُّهُم بِذَٰلِكَ زَعِيمٌ ۝٤۰

از ايشان بپرس كه كداميك از آنان ضامن اين امر است؟

أَمْ لَهُمْ شُرَكَآءُ فَلْيَأْتُوا۟ بِشُرَكَآئِهِمْ إِن كَانُوا۟ صَٰدِقِينَ ۝٤١

يا شركايى دارند، پس اگر راست مى‌گويند شريكانشان را به ميان آورند

يَوْمَ يُكْشَفُ عَن سَاقٍۢ وَيُدْعَوْنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ ۝٤٢

روزى كه هنگامه بالا گيرد، و آنان را به سجده دعوت كنند ولى نتوانند

خَٰشِعَةً أَبْصَٰرُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌۭ ۖ وَقَدْ كَانُوا۟ يُدْعَوْنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ وَهُمْ سَٰلِمُونَ ۝٤۳

ديدگانشان [از ترس‌] فرو افتاده باشد، غبار خفت و خوارى بر رخسارشان نشسته، و چنين بود كه به سجده دعوت مى‌شدند و تندرست بودند

فَذَرْنِى وَمَن يُكَذِّبُ بِهَٰذَا ٱلْحَدِيثِ ۖ سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ ۝٤٤

پس مرا با كسى كه اين سخن را تكذيب مى‌كند، وابگذار، زودا كه آهسته آهسته به نحوى كه در نيابند، فرو خواهيمشان گرفت‌

وَأُمْلِى لَهُمْ ۚ إِنَّ كَيْدِى مَتِينٌ ۝٤٥

و مهلتشان مى‌دهم، زيرا تدبير من سخت استوار است‌

أَمْ تَسْـَٔلُهُمْ أَجْرًۭا فَهُم مِّن مَّغْرَمٍۢ مُّثْقَلُونَ ۝٤٦

يا مگر از آنان مزدى درخواست مى‌كنى، و آنان خود را زير بار تاوان، گرانبار مى‌يابند؟

أَمْ عِندَهُمُ ٱلْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ۝٤۷

يا مگر علم و اسرار غيب با ايشان است و از روى آن مى‌نويسند؟

فَٱصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ ٱلْحُوتِ إِذْ نَادَىٰ وَهُوَ مَكْظُومٌۭ ۝٤۸

پس در انتظار حكم پروردگارت شكيبايى كن و همانند صاحب ماهى [ يونس‌] مباش كه [در تاريكى‌] ندا در داد و خشم فرو خورده بود

لَّوْلَآ أَن تَدَٰرَكَهُۥ نِعْمَةٌۭ مِّن رَّبِّهِۦ لَنُبِذَ بِٱلْعَرَآءِ وَهُوَ مَذْمُومٌۭ ۝٤۹

اگر نعمتى از جانب پروردگارش او را دستگيرى نمى‌كرد، به كرانه‌[ى بى‌آب و علف‌] افكنده شده بود و قابل ملامت بود

فَٱجْتَبَٰهُ رَبُّهُۥ فَجَعَلَهُۥ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ۝٥۰

سپس پروردگارش او را برگزيد و از شايستگانش قرار داد

وَإِن يَكَادُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَٰرِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا۟ ٱلذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُۥ لَمَجْنُونٌۭ ۝٥١

و بسيار نزديك بود كه كافران چون قرآن را شنيدند، تو را با ديدگانشان آسيب برسانند و گفتند او ديوانه است‌

وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌۭ لِّلْعَٰلَمِينَ ۝٥٢

و حال آنكه آن جز پندى براى جهانيان نيست‌