< السورة السابقة | فهرس السور | السورة التالية >



حدد حجم خط الآيات
()


بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ يَٰٓأَيُّهَا ٱلْمُدَّثِّرُ ۝١

الا ای رسولی که خود را به لباس (حیرت و فکرت) در پیچیده‌ای.

قُمْ فَأَنذِرْ ۝٢

برخیز و به اندرز و پند، خلق را خدا ترس گردان.

وَرَبَّكَ فَكَبِّرْ ۝۳

و خدایت را به بزرگی و کبریایی یاد کن.

وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ ۝٤

و لباس (جان و تن) خود را از هر عیب و آلایش پاک و پاکیزه دار.

وَٱلرُّجْزَ فَٱهْجُرْ ۝٥

و از ناپاکی (بت و بت‌پرستان) به کلی دوری گزین.

وَلَا تَمْنُن تَسْتَكْثِرُ ۝٦

و بر هر که احسان کنی ابدا منّت مگذار و عوض افزون مخواه.

وَلِرَبِّكَ فَٱصْبِرْ ۝۷

و برای خدایت صبر و شکیبایی پیش‌گیر.

فَإِذَا نُقِرَ فِى ٱلنَّاقُورِ ۝۸

تا آن‌گاه که (هنگامه قیامت برپا شود و) در صور (اسرافیل) بدمند.

فَذَٰلِكَ يَوْمَئِذٍۢ يَوْمٌ عَسِيرٌ ۝۹

آن روز بسیار روز سختی است.

عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ غَيْرُ يَسِيرٍۢ ۝١۰

کافران را هیچ گونه در آن راحتی و آسایش نیست.

ذَرْنِى وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِيدًۭا ۝١١

به من واگذار کار انتقام آن کس را که من او را تنها آفریدم.

وَجَعَلْتُ لَهُۥ مَالًۭا مَّمْدُودًۭا ۝١٢

و به او مال و ثروت فراوان بذل کردم.

وَبَنِينَ شُهُودًۭا ۝١۳

و پسران بسیار حاضر به خدمت نصیب گردانیدم.

وَمَهَّدتُّ لَهُۥ تَمْهِيدًۭا ۝١٤

و اقتدار و مکنت و عزّت دادم.

ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ ۝١٥

و (با کفران این نعمتها) باز هم از من طمع افزونی آن دارد.

كَلَّآ ۖ إِنَّهُۥ كَانَ لِءَايَٰتِنَا عَنِيدًۭا ۝١٦

هرگز (بر نعمتش نیفزایم) که او با آیات ما دشمنی و عناد ورزید.

سَأُرْهِقُهُۥ صَعُودًا ۝١۷

به زودی او را به سختی و دشواری (آتش دوزخ) درافکنم.

إِنَّهُۥ فَكَّرَ وَقَدَّرَ ۝١۸

اوست که فکر و اندیشه بدی کرد (که رسول خدا را به سحر و ساحری نسبت داد).

فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ۝١۹

و خدایش بکشد که چقدر اندیشه غلطی کرد.

ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ۝٢۰

باز هم خدایش بکشد که چه فکر خطایی نمود.

ثُمَّ نَظَرَ ۝٢١

پس باز اندیشه کرد.

ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ۝٢٢

و (به اظهار تنفّر از اسلام) رو ترش کرد و چهره در هم کشید.

ثُمَّ أَدْبَرَ وَٱسْتَكْبَرَ ۝٢۳

آن‌گاه روی گردانید و تکبر و نخوت آغاز کرد.

فَقَالَ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ يُؤْثَرُ ۝٢٤

و گفت: این (قرآن) به جز سحر و بیان سحرانگیزی که (از ساحران گذشته) نقل می‌شود هیچ نیست.

إِنْ هَٰذَآ إِلَّا قَوْلُ ٱلْبَشَرِ ۝٢٥

این آیات گفتار بشری بیش نیست.

سَأُصْلِيهِ سَقَرَ ۝٢٦

من این (منکر و مکذّب قرآن) را به آتش دوزخ درافکنم.

وَمَآ أَدْرَىٰكَ مَا سَقَرُ ۝٢۷

و تو چگونه توانی یافت که سختی عذاب دوزخ تا چه حد است؟

لَا تُبْقِى وَلَا تَذَرُ ۝٢۸

شراره آن دوزخ از دوزخیان هیچ باقی نگذارد و همه را بسوزاند و محو گرداند.

لَوَّاحَةٌۭ لِّلْبَشَرِ ۝٢۹

آن آتش بر آدمیان رو نماید (و خرمن گنهکاران را به باد دهد).

عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ ۝۳۰

بر آن آتش نوزده تن (فرشته عذاب) موکّلند.

وَمَا جَعَلْنَآ أَصْحَٰبَ ٱلنَّارِ إِلَّا مَلَٰٓئِكَةًۭ ۙ وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةًۭ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِيَسْتَيْقِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ وَيَزْدَادَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِيمَٰنًۭا ۙ وَلَا يَرْتَابَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْمُؤْمِنُونَ ۙ وَلِيَقُولَ ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ وَٱلْكَٰفِرُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًۭا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ ٱللَّهُ مَن يَشَآءُ وَيَهْدِى مَن يَشَآءُ ۚ وَمَا يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ ۚ وَمَا هِىَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْبَشَرِ ۝۳١

و ما خازنان دوزخ را غیر فرشتگان (عذاب) قرار ندادیم و عدد آنها را جز برای فتنه و محنت کفّار (نوزده) نگردانیدیم تا آنکه اهل کتاب هم یقین کنند (که ذکر این عدد مطابق تورات و انجیل است با آنکه صاحب قرآن به کتب آسمانی عالم نبوده و البته کلامش به وحی خداست و ایمان آرند) و آن بر یقین مؤمنان هم بیفزاید و دیگر در دل اهل کتاب و مؤمنان به اسلام هیچ شک و ریبی نماند و تا آنان که در دلهاشان مرض (شک و جهالت) است و کافران نیز (به طعنه) گویند که خدا از این مثل (که عدد فرشتگان عذاب را نوزده شمرده است نه بیش و کم) چه منظور داشت؟ بلی این چنین (قرار داد تا) هر که را خواهد به ضلالت بگذارد و هر که را خواهد هدایت نماید و هیچ کس از (عده بی‌حد) لشکرهای پروردگارت غیر او آگاه نیست و این (آیات ذکر دوزخ) جز برای پند و موعظه بشر نخواهد بود.

كَلَّا وَٱلْقَمَرِ ۝۳٢

چنین (که کافران گویند) نیست، قسم به ماه تابان.

وَٱلَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ۝۳۳

و قسم به شب تار چون باز گردد.

وَٱلصُّبْحِ إِذَآ أَسْفَرَ ۝۳٤

و قسم به صبح چون جهان را روشن سازد.

إِنَّهَا لَإِحْدَى ٱلْكُبَرِ ۝۳٥

که این (آیات قرآن) یکی از بزرگترین آیات خداست.

نَذِيرًۭا لِّلْبَشَرِ ۝۳٦

در آن پند و اندرز آدمیان است.

لِمَن شَآءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ۝۳۷

برای هر یک از شما آدمیان که بخواهد (در مقام ایمان و طاعت و سعادت) پیش افتد یا باز ماند.

كُلُّ نَفْسٍۭ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ۝۳۸

هر نفسی در گرو عملی است که انجام داده است.

إِلَّآ أَصْحَٰبَ ٱلْيَمِينِ ۝۳۹

مگر اهل یمین.

فِى جَنَّٰتٍۢ يَتَسَآءَلُونَ ۝٤۰

آنان در باغهای بهشت (متنعّمند و) سؤال می‌کنند.

عَنِ ٱلْمُجْرِمِينَ ۝٤١

از احوال دوزخیان گنهکار.

مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ ۝٤٢

که شما را چه عمل به عذاب دوزخ در افکند؟

قَالُوا۟ لَمْ نَكُ مِنَ ٱلْمُصَلِّينَ ۝٤۳

آنان جواب دهند که ما از نمازگزاران نبودیم.

وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ ٱلْمِسْكِينَ ۝٤٤

و مسکینی را طعام نمی‌دادیم.

وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ ٱلْخَآئِضِينَ ۝٤٥

و ما با اهل باطل به بطالت می‌پرداختیم.

وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ ٱلدِّينِ ۝٤٦

و ما روز جزا را تکذیب می‌کردیم.

حَتَّىٰٓ أَتَىٰنَا ٱلْيَقِينُ ۝٤۷

تا آنکه یقین (که ساعت مرگ است) بر ما فرا رسید.

فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَٰعَةُ ٱلشَّٰفِعِينَ ۝٤۸

پس شفاعت شفیعان در حق آنان هیچ سودی نبخشد.

فَمَا لَهُمْ عَنِ ٱلتَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ ۝٤۹

اینک چرا از یاد آن روز سخت خود (و از ذکر و اندرز قرآن) اعراض می‌کنند؟

كَأَنَّهُمْ حُمُرٌۭ مُّسْتَنفِرَةٌۭ ۝٥۰

گویی گورخران گریزانی هستند.

فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍۭ ۝٥١

که از شیر درنده می‌گریزند.

بَلْ يُرِيدُ كُلُّ ٱمْرِئٍۢ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَىٰ صُحُفًۭا مُّنَشَّرَةًۭ ۝٥٢

بلکه هر یک از آنها می‌خواهند که برایشان هم (مانند پیمبران) صحیفه وحی آسمانی باز آید (تا ایمان آرند).

كَلَّا ۖ بَل لَّا يَخَافُونَ ٱلْءَاخِرَةَ ۝٥۳

هرگز (چنین نیست که پنداشتند) بلکه از (عذاب) آخرت نمی‌ترسند.

كَلَّآ إِنَّهُۥ تَذْكِرَةٌۭ ۝٥٤

چنین نیست (که آنها پنداشتند) قرآن محققا همه پند و یادآوری است.

فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُۥ ۝٥٥

تا هر که خواهد متذکر آن شود.

وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ ۚ هُوَ أَهْلُ ٱلتَّقْوَىٰ وَأَهْلُ ٱلْمَغْفِرَةِ ۝٥٦

و نخواهند متذکر شوند جز آنکه خدا بخواهد (یعنی بدون مشیّت و لطف الهی کسی بهشتی و سعادتمند نخواهد شد. از او رواست تقوا و ترس و بیم و شوق و امیدواری که) او اهل تقوا و اهل آمرزش و مغفرت است.