< السورة السابقة | فهرس السور | السورة التالية >



حدد حجم خط الآيات
()


بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ الٓر ۚ تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱلْكِتَٰبِ وَقُرْءَانٍۢ مُّبِينٍۢ ۝١

الف، لام، را. اين است آيات كتاب و قرآن روشنگر.

رُّبَمَا يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَوْ كَانُوا۟ مُسْلِمِينَ ۝٢

بسا كه كافران آرزو كنند كه اى‌كاش مسلمان مى‌بودند.

ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا۟ وَيَتَمَتَّعُوا۟ وَيُلْهِهِمُ ٱلْأَمَلُ ۖ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ۝۳

واگذارشان تا بخورند و بهره‌ور شوند و آرزو به خود مشغولشان دارد، زودا كه خواهند دانست.

وَمَآ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا وَلَهَا كِتَابٌۭ مَّعْلُومٌۭ ۝٤

هيچ قريه‌اى را هلاك نكرديم، مگر آنكه زمانى معلوم داشت.

مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَـْٔخِرُونَ ۝٥

هيچ امتى از اجل خويش نه پيش مى‌افتد و نه پس مى‌ماند.

وَقَالُوا۟ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِى نُزِّلَ عَلَيْهِ ٱلذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌۭ ۝٦

و گفتند: اى مردى كه قرآن بر تو نازل شده، حقا كه تو ديوانه‌اى.

لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِٱلْمَلَٰٓئِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ۝۷

اگر راست مى‌گويى، چرا فرشتگان را براى ما نمى‌آورى؟

مَا نُنَزِّلُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ إِلَّا بِٱلْحَقِّ وَمَا كَانُوٓا۟ إِذًۭا مُّنظَرِينَ ۝۸

ما فرشتگان را جز به حق نازل نمى‌كنيم و در آن هنگام ديگر مهلتشان ندهند.

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا ٱلذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ ۝۹

ما قرآن را خود نازل كرده‌ايم و خود نگهبانش هستيم.

وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِى شِيَعِ ٱلْأَوَّلِينَ ۝١۰

و ما رسولان خود را پيش از تو به ميان اقوام پيشين فرستاده‌ايم.

وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ ۝١١

هيچ پيامبرى بر آنها مبعوث نشد، جز آنكه مسخره‌اش كردند.

كَذَٰلِكَ نَسْلُكُهُۥ فِى قُلُوبِ ٱلْمُجْرِمِينَ ۝١٢

راهش را در دل مجرمان اينچنين مى‌گشاييم.

لَا يُؤْمِنُونَ بِهِۦ ۖ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ ٱلْأَوَّلِينَ ۝١۳

به آن ايمان نمى‌آورند و سنت پيشينيان چنين بوده است.

وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَظَلُّوا۟ فِيهِ يَعْرُجُونَ ۝١٤

اگر بر ايشان از آسمان درى بگشاييم كه از آن بالا روند،

لَقَالُوٓا۟ إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَٰرُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌۭ مَّسْحُورُونَ ۝١٥

گويند: چشمان ما را جادو كرده‌اند، بلكه ما مردمى جادوزده هستيم.

وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِى ٱلسَّمَآءِ بُرُوجًۭا وَزَيَّنَّٰهَا لِلنَّٰظِرِينَ ۝١٦

و هرآينه در آسمان برجهايى آفريديم و براى بينندگانشان بياراستيم.

وَحَفِظْنَٰهَا مِن كُلِّ شَيْطَٰنٍۢ رَّجِيمٍ ۝١۷

و از هر شيطان رجيمى حفظشان كرديم.

إِلَّا مَنِ ٱسْتَرَقَ ٱلسَّمْعَ فَأَتْبَعَهُۥ شِهَابٌۭ مُّبِينٌۭ ۝١۸

مگر آنكه دزدانه گوش مى‌داد و شهابى روشن تعقيبش كرد.

وَٱلْأَرْضَ مَدَدْنَٰهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَٰسِىَ وَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَىْءٍۢ مَّوْزُونٍۢ ۝١۹

و زمين را گسترديم و در آن كوه‌هاى عظيم افكنديم. و از هر چيز به شيوه‌اى سنجيده در آن رويانيديم.

وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَٰيِشَ وَمَن لَّسْتُمْ لَهُۥ بِرَٰزِقِينَ ۝٢۰

و معيشت شما و كسانى را كه شما روزى‌دهشان نيستيد، در آنجا قرار داديم.

وَإِن مِّن شَىْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَآئِنُهُۥ وَمَا نُنَزِّلُهُۥٓ إِلَّا بِقَدَرٍۢ مَّعْلُومٍۢ ۝٢١

هر چه هست خزاين آن نزد ماست و ما جز به اندازه‌اى معين آن را فرو نمى‌فرستيم.

وَأَرْسَلْنَا ٱلرِّيَٰحَ لَوَٰقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَسْقَيْنَٰكُمُوهُ وَمَآ أَنتُمْ لَهُۥ بِخَٰزِنِينَ ۝٢٢

و بادهاى آبستن‌كننده را فرستاديم، و از آسمان آبى نازل كرديم و شما را بدان سيراب ساختيم و شما را نرسد كه خازنان آن باشيد.

وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْىِۦ وَنُمِيتُ وَنَحْنُ ٱلْوَٰرِثُونَ ۝٢۳

هرآينه ما هستيم كه زنده مى‌كنيم و مى‌ميرانيم و بعد از همه باقى مى‌مانيم.

وَلَقَدْ عَلِمْنَا ٱلْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا ٱلْمُسْتَـْٔخِرِينَ ۝٢٤

و مى‌دانيم چه كسانى از شما از اين پيش رفته‌اند و چه كسانى واپس مانده‌اند.

وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ ۚ إِنَّهُۥ حَكِيمٌ عَلِيمٌۭ ۝٢٥

و پروردگار تو همه را محشور مى‌گرداند، زيرا اوست كه حكيم و داناست.

وَلَقَدْ خَلَقْنَا ٱلْإِنسَٰنَ مِن صَلْصَٰلٍۢ مِّنْ حَمَإٍۢ مَّسْنُونٍۢ ۝٢٦

ما آدمى را از گل خشك، از لجن بويناك آفريديم.

وَٱلْجَآنَّ خَلَقْنَٰهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ ٱلسَّمُومِ ۝٢۷

و جن را پيش از آن از آتش سوزنده بى‌دود آفريده بوديم.

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّى خَٰلِقٌۢ بَشَرًۭا مِّن صَلْصَٰلٍۢ مِّنْ حَمَإٍۢ مَّسْنُونٍۢ ۝٢۸

و پروردگارت به فرشتگان گفت: مى‌خواهم بشرى از گل خشك، از لجن بويناك بيافرينم.

فَإِذَا سَوَّيْتُهُۥ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُوا۟ لَهُۥ سَٰجِدِينَ ۝٢۹

چون آفرينشش را به پايان بردم و از روح خود در آن دميدم، در برابر او به سجده بيفتيد.

فَسَجَدَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ۝۳۰

فرشتگان همگى سجده كردند،

إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰٓ أَن يَكُونَ مَعَ ٱلسَّٰجِدِينَ ۝۳١

مگر ابليس كه سرباز زد كه با سجده‌كنندگان باشد.

قَالَ يَٰٓإِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ ٱلسَّٰجِدِينَ ۝۳٢

گفت: اى ابليس، چرا تو از سجده‌كنندگان نبودى؟

قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُۥ مِن صَلْصَٰلٍۢ مِّنْ حَمَإٍۢ مَّسْنُونٍۢ ۝۳۳

گفت: من براى بشرى كه از گل خشك، از لجن بويناك آفريده‌اى سجده نمى‌كنم.

قَالَ فَٱخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌۭ ۝۳٤

گفت: از آنجا بيرون شو كه مطرود هستى.

وَإِنَّ عَلَيْكَ ٱللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلدِّينِ ۝۳٥

تا روز قيامت بر تو لعنت است.

قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ۝۳٦

گفت: اى پروردگار من، مرا تا روزى كه دوباره زنده مى‌شوند مهلت ده.

قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ ٱلْمُنظَرِينَ ۝۳۷

گفت: تو در شمار مهلت‌يافتگانى.

إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْوَقْتِ ٱلْمَعْلُومِ ۝۳۸

تا آن روزى كه وقتش معلوم است.

قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِى لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ۝۳۹

گفت: اى پروردگار من، چون مرا نوميد كردى، در روى زمين بديها را در نظرشان بيارايم و همگان را گمراه كنم،

إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ ٱلْمُخْلَصِينَ ۝٤۰

مگر آنها كه بندگان با اخلاص تو باشند.

قَالَ هَٰذَا صِرَٰطٌ عَلَىَّ مُسْتَقِيمٌ ۝٤١

گفت: راه اخلاص راه راستى است كه به من مى‌رسد.

إِنَّ عِبَادِى لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَٰنٌ إِلَّا مَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْغَاوِينَ ۝٤٢

تو را بر بندگان من تسلطى نيست، مگر بر آن گمراهانى كه تو را پيروى كنند.

وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ۝٤۳

و جهنم ميعادگاه همه است.

لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَٰبٍۢ لِّكُلِّ بَابٍۢ مِّنْهُمْ جُزْءٌۭ مَّقْسُومٌ ۝٤٤

هفت در دارد و براى هر در گروهى از آنان معين شده‌اند.

إِنَّ ٱلْمُتَّقِينَ فِى جَنَّٰتٍۢ وَعُيُونٍ ۝٤٥

پرهيزگاران در بهشتها، كنار چشمه‌سارانند.

ٱدْخُلُوهَا بِسَلَٰمٍ ءَامِنِينَ ۝٤٦

به سلامت و ايمنى داخل شويد.

وَنَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَٰنًا عَلَىٰ سُرُرٍۢ مُّتَقَٰبِلِينَ ۝٤۷

هر كينه‌اى را از دلشان بركنده‌ايم، همه برادرند، بر تختها روبه‌روى همند.

لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌۭ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِينَ ۝٤۸

هيچ رنجى به آنها نمى‌رسد و از آنجا بيرونشان نرانند.

۞ نَبِّئْ عِبَادِىٓ أَنِّىٓ أَنَا ٱلْغَفُورُ ٱلرَّحِيمُ ۝٤۹

به بندگانم خبر ده كه من آمرزنده و مهربانم،

وَأَنَّ عَذَابِى هُوَ ٱلْعَذَابُ ٱلْأَلِيمُ ۝٥۰

و عذاب من عذابى دردآور است.

وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِبْرَٰهِيمَ ۝٥١

و از مهمانان ابراهيم خبر دارشان كن.

إِذْ دَخَلُوا۟ عَلَيْهِ فَقَالُوا۟ سَلَٰمًۭا قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُونَ ۝٥٢

آنگاه كه بر او داخل شدند و گفتند: سلام. ابراهيم گفت: ما از شما مى‌ترسيم.

قَالُوا۟ لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٍۢ ۝٥۳

گفتند: مترس، ما تو را به پسرى دانا بشارت مى‌دهيم.

قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِى عَلَىٰٓ أَن مَّسَّنِىَ ٱلْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ ۝٥٤

گفت: آيا مرا بشارت مى‌دهيد با آنكه پير شده‌ام؟ به چه چيز بشارتم مى‌دهيد؟

قَالُوا۟ بَشَّرْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ ٱلْقَٰنِطِينَ ۝٥٥

گفتند: به حق بشارتت داديم، از نوميدان مباش.

قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِۦٓ إِلَّا ٱلضَّآلُّونَ ۝٥٦

گفت: جز گمراهان چه كسى از رحمت پروردگارش نوميد مى‌شود؟

قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا ٱلْمُرْسَلُونَ ۝٥۷

گفت: اى رسولان، كار شما چيست؟

قَالُوٓا۟ إِنَّآ أُرْسِلْنَآ إِلَىٰ قَوْمٍۢ مُّجْرِمِينَ ۝٥۸

گفتند: ما بر سر مردمى گنهكار فرستاده شده‌ايم.

إِلَّآ ءَالَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ ۝٥۹

مگر خاندان لوط، كه همه را نجات مى‌دهيم،

إِلَّا ٱمْرَأَتَهُۥ قَدَّرْنَآ ۙ إِنَّهَا لَمِنَ ٱلْغَٰبِرِينَ ۝٦۰

جز زنش را كه مقرر كرده‌ايم كه از باقى‌ماندگان باشد.

فَلَمَّا جَآءَ ءَالَ لُوطٍ ٱلْمُرْسَلُونَ ۝٦١

چون رسولان نزد خاندان لوط آمدند،

قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌۭ مُّنكَرُونَ ۝٦٢

لوط گفت: شما بيگانه‌ايد.

قَالُوا۟ بَلْ جِئْنَٰكَ بِمَا كَانُوا۟ فِيهِ يَمْتَرُونَ ۝٦۳

گفتند: نه، چيزى را كه در آن شك مى‌كردند آورده‌ايم.

وَأَتَيْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ ۝٦٤

ما تو را خبر راست آورده‌ايم و ما راستگويانيم.

فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍۢ مِّنَ ٱلَّيْلِ وَٱتَّبِعْ أَدْبَٰرَهُمْ وَلَا يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌۭ وَٱمْضُوا۟ حَيْثُ تُؤْمَرُونَ ۝٦٥

چون پاسى از شب بگذرد، خاندان خود را بيرون ببر. و خود از پى آنها رو و نبايد هيچ يك از شما به عقب بنگرد. به هر جا كه فرمانتان داده‌اند برويد.

وَقَضَيْنَآ إِلَيْهِ ذَٰلِكَ ٱلْأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَٰٓؤُلَآءِ مَقْطُوعٌۭ مُّصْبِحِينَ ۝٦٦

و براى او حادثه را حكايت كرديم كه چون صبح فرارسد ريشه آنها بركنده شود.

وَجَآءَ أَهْلُ ٱلْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَ ۝٦۷

اهل شهر شادى‌كنان آمدند.

قَالَ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ ضَيْفِى فَلَا تَفْضَحُونِ ۝٦۸

گفت: اينان مهمانان منند، مرا رسوا مكنيد.

وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ ۝٦۹

از خداوند بترسيد و مرا شرمسار مسازيد.

قَالُوٓا۟ أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ ٱلْعَٰلَمِينَ ۝۷۰

گفتند: مگر تو را از مردم منع نكرده بوديم؟

قَالَ هَٰٓؤُلَآءِ بَنَاتِىٓ إِن كُنتُمْ فَٰعِلِينَ ۝۷١

گفت: اگر قصدى داريد، اينك دختران من هستند.

لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِى سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ ۝۷٢

به جان تو سوگند كه آنها در مستى خويش سرگشته بودند.

فَأَخَذَتْهُمُ ٱلصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ ۝۷۳

چون صبح طالع شد آنان را صيحه فروگرفت.

فَجَعَلْنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةًۭ مِّن سِجِّيلٍ ۝۷٤

شهر را زيروزبر كرديم و بارانى از سجيل بر آنان بارانيديم.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَٰتٍۢ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ ۝۷٥

در اين عبرتهاست براى پژوهندگان.

وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍۢ مُّقِيمٍ ۝۷٦

و آن شهر اكنون بر سر راه كاروانيان است.

إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لِّلْمُؤْمِنِينَ ۝۷۷

و مؤمنان را در آن عبرتى است.

وَإِن كَانَ أَصْحَٰبُ ٱلْأَيْكَةِ لَظَٰلِمِينَ ۝۷۸

مردم ايكه نيز ستمكار بودند.

فَٱنتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍۢ مُّبِينٍۢ ۝۷۹

از آنان انتقام گرفتيم و شهرهاى آن دو قوم آشكارا بر سر راهند.

وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَٰبُ ٱلْحِجْرِ ٱلْمُرْسَلِينَ ۝۸۰

مردم حجر نيز پيامبران را به دروغ نسبت دادند.

وَءَاتَيْنَٰهُمْ ءَايَٰتِنَا فَكَانُوا۟ عَنْهَا مُعْرِضِينَ ۝۸١

آيات خويش را بر آنان رسانيديم ولى از آن اعراض مى‌كردند.

وَكَانُوا۟ يَنْحِتُونَ مِنَ ٱلْجِبَالِ بُيُوتًا ءَامِنِينَ ۝۸٢

خانه‌هاى خود را تا ايمن باشند در كوه‌ها مى‌كندند.

فَأَخَذَتْهُمُ ٱلصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَ ۝۸۳

صبحگاهان آنان را صيحه فروگرفت.

فَمَآ أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ ۝۸٤

كردارشان از آنان دفع بلا نكرد.

وَمَا خَلَقْنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَآ إِلَّا بِٱلْحَقِّ ۗ وَإِنَّ ٱلسَّاعَةَ لَءَاتِيَةٌۭ ۖ فَٱصْفَحِ ٱلصَّفْحَ ٱلْجَمِيلَ ۝۸٥

آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آنهاست جز به حق نيافريده‌ايم. و بى‌ترديد قيامت فرا مى‌رسد. پس گذشت كن، گذشتى نيكو.

إِنَّ رَبَّكَ هُوَ ٱلْخَلَّٰقُ ٱلْعَلِيمُ ۝۸٦

هرآينه پروردگار تو آفريننده‌اى داناست.

وَلَقَدْ ءَاتَيْنَٰكَ سَبْعًۭا مِّنَ ٱلْمَثَانِى وَٱلْقُرْءَانَ ٱلْعَظِيمَ ۝۸۷

ما سبع‌المثانى و قرآن بزرگ را به تو داديم.

لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِۦٓ أَزْوَٰجًۭا مِّنْهُمْ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَٱخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ ۝۸۸

اگر بعضى از مردان و زنانشان را به چيزى بهره‌ور ساخته‌ايم تو بدان نگاه مكن. و غم آنان را مخور. و در برابر مؤمنان فروتن باش.

وَقُلْ إِنِّىٓ أَنَا ٱلنَّذِيرُ ٱلْمُبِينُ ۝۸۹

و بگو: من بيم‌دهنده‌اى روشنگرم.

كَمَآ أَنزَلْنَا عَلَى ٱلْمُقْتَسِمِينَ ۝۹۰

همانند عذابى كه بر تقسيم‌كنندگان نازل كرديم:

ٱلَّذِينَ جَعَلُوا۟ ٱلْقُرْءَانَ عِضِينَ ۝۹١

آنان كه قرآن را به اقسام تقسيم كرده بودند.

فَوَرَبِّكَ لَنَسْـَٔلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ۝۹٢

به پروردگارت سوگند كه همه را بازخواست كنيم،

عَمَّا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ۝۹۳

به خاطر كارهايى كه مى‌كرده‌اند.

فَٱصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ ٱلْمُشْرِكِينَ ۝۹٤

به هر چه مأمور شده‌اى صريح و بلند بگو و از مشركان رويگردان باش.

إِنَّا كَفَيْنَٰكَ ٱلْمُسْتَهْزِءِينَ ۝۹٥

ما مسخره‌كنندگان را از تو باز مى‌داريم؛

ٱلَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ ۚ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ۝۹٦

آنان كه با الله خداى ديگر قائل مى‌شوند. پس به زودى خواهند دانست.

وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ ۝۹۷

و مى‌دانيم كه تو از گفتارشان دلتنگ مى‌شوى.

فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ ۝۹۸

به ستايش پروردگارت تسبيح كن و از سجده‌كنندگان باش.

وَٱعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ ٱلْيَقِينُ ۝۹۹

و پروردگارت را بپرست، تا لحظه مرگت فرا رسد.